پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
اشکام شدن همدم تنهاییم
come back
ندونسته راهی رو رفتم که میخواستم بخونمو بدونم قدرتو ولی حتی یک روز بیشتر نموندی نمیخوام بی تو بمونم
امان از این تنهایی امان از درد جدایی
ای وای از روزی که یک عاشق بمونه سر دوراهی
امان از درد دوری که تو رفتی واسه همیشه کار من شده شبو روز گریه و صبوری
چرا رفتی و خاطراتت رو یادگاری گذاشتی

در دنيا خواهش ودر گور پرسش ودر قيامت نالش و در دوزخ سوزش پس کي خواهد بود هنگام آسايش
+ نوشته
شده در ساعت 12:46 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
داستان خودم

تو رفتي تا من باز هم تنها بمانم!خيال نكن خيالم خالي از خيال توست نه!فقط به حرمت سنگيني غرورم است كه سكوت ميكنم
تنها آرزوم دوست داشتن یه دختر زیبا و مهربون و پولدار شدن بود بود اما دریغ از آیندش حالا که خداوند ثروت زیادی به من داد به جاش تنها عشقم رو ازمن گرفت
ای خدا حاظرم کل ثروتم رو بدم حتی برای لحظاتی هم شده بتونم در آغوشش بگیرم و تو چشماش نگاه کنم (هر کی اونو تو تصادف ازم گرفت خدا کنه بد بختی بیاره )
+ نوشته
شده در ساعت 12:43 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
سرنوشت
رسيدن به عشق يک ارزو ست وقتي به ان رسيدي تازه ميفهمي عشق تو مجازي بوده نه حقيقي و بعد افسوس از دست دادن او مثل خوره نابودت میکنه تمام چهره زیباش و خاطراتش تو ذهنت به یادگار میمونه
همیشه عاشقت موندم و فقط مرگ تونست ما رو از هم جدا کنه گل من بدون همیشه عاشقت بودم
+ نوشته
شده در ساعت 12:36 توسط ماهان تنها
|
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
( قلبی برای دیدن)
یک روز چه عاشقانه نگاه بر نگاه پر نیازم دوختی وچه با شکوه وحریروار چون برگ گلی برایم زمزمه کردی : .(دوستت دارم.)
ای کاش تو لحظه را سرگرم می ساختی و من دقایق را به دیاری دیگر می فرستادم و پروردگار عاشقان زمان را که دوان دوان و بی وقفه راهپیمایی می کنند برای فراغت به دیاری دور دست تبعید می کرد و در آن لحظه پر شور من و تو به ابدیت پیوند می خوردیم باورم کن ! باورم کن وبنگر که چگونه نگاهم هم اکنون نیز مشتاق نگاه پر احساس توست و بر دقایق خرده می گیرد که چرا نمی گذرند تا من زود تر به( تو ) ! به تو که در دوردست ها انتظارم را عاشقانه می کشی دست یابم . می دانم هنوز قلبت از شور عشقی عاشقانه در قلبم می کوبد و دیوانه وار نام تو را بر دیواره سینه ام حکاکی می کند .می دانم چشمان پر حرارت از گرمی عشقمان چگونه نوازش گرانه بانوی نرم ولطیف نسیم را می نگرد وبوسه ابدیت را بر لبان او مهر می زند تا بر لبان وگونه های سرد و یخ زده ام که در انتظاره پیوند تو آرام آرام بی جان می شوند هدیه اورد ....... میدانم هنوز قلبم که در سینه خاک خفته تو را فریاد می زند و قلب تو در سینه ی من عشقمان را عظمت بی پایان و جاودان تپش عاشقانه اش را بر عالمیان آشکار می نمایند . برایم نسیم بخوان .... بخوان تا زمزمه های عاشقانه ات وجودم را گرم نگه دارد بخوان وبگو .... که در انتظارم شعله های عشقمان را در نی نی نگاهت گرم وسوزان باقی نگه می داری تا من نیز به تو پیوند خوردم پیوندی دوباره اما جدا نشدنی .همچو قلب های عاشقمان که عاشقانه می تپند و سرود عشق را بر لبانمان جاری می سازند ..... (دوستت دارم .)
+ نوشته
شده در ساعت 4:59 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه ششم دی 1386
عشق

ميتونم بگم فقط عشق به فرزند زيباترين عشق است . عشقي که هيچگاه تو را پشيمان نمي کند و همواره در صدد نگهداشتنش هستي بي آنکه بخواهي در قبال آن به تو چيزي دهند
+ نوشته
شده در ساعت 1:21 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه ششم دی 1386
دل ساده پسرها و فریب هیکل دخترها رو خوردن (ناآگاه بودن ار دل طرف )

جون هیکلش چه خوبه ولی چیزی که ریخته دختره خوش هیکله که این هم ملاک نیست مهم خود دختره که باید خوب و وفادار باشه مخصوصا تک پر باشه
+ نوشته
شده در ساعت 0:51 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه ششم دی 1386
امان امان امان از این کارای ایرونی

میگم دیدین فقط کافیه یه مکان خلوت گیر بیارن و دیگه سریع از موقعیت استفاده کردن و( چیه چیه دیگه خودتون فکر کنید چیکار میکنن همتون که بلدین
+ نوشته
شده در ساعت 0:42 توسط ماهان تنها
|
پنجشنبه ششم دی 1386
وای بوسه دو عاشق زیر باران لذت بخش

تا حالا شما امتحانش کردی لبته اگر عشق پاک باشه بهتر از این هم میبینی .(بله)
+ نوشته
شده در ساعت 0:34 توسط ماهان تنها
|
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
اونی که دوسش داری بهش نگو دوسش داری
میره و تنهات می زاره
اگه باور نداری بهش بگو دوسش داری
میره رو دلت پا می زاره
اره می دونم
عاشقشی
عاشق اون نگاهش
اره میدونم در به دری تا ببینیش باز دوباره
منم یه روزی مثل تو عاشق بودم تا پای جون
عشقم و فریاد زدم و........
در به دری شدم نگو..
رفتشو تنهام بزاره روی دلم پا بزاره
قلب من و سوزوند و رفت......
رفت و با دیگری نشست
رفت و با دیگری نشست
.............
.......
..
+ نوشته
شده در ساعت 1:0 توسط ماهان تنها
|
سه شنبه بیستم شهریور 1386
تولدم مبارک
خیلی سخته که روزه تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر میکنی
به خاطرش زنده ای مگه نه...؟
تولدم مبارک

+ نوشته
شده در ساعت 14:20 توسط ماهان تنها
|